اخبارِ دنیا دارد مرا فرو می برد.
من بینِ سیل و قحطی و زمین لرزه دست و پا می زنم.
هرجا را درست می کنی، مصیبت از جای دیگری سردرمی آورد. من بین ارواحِ کشته شدگان و صدای گرسنگان غرق می شوم. زنی پنج میمون به دنیا آورد،
کوه ها حرکت می کنند.
من نمی توانم جلوی اتفاقات را بگیرم.
معدنچیانِ زنده به گور، سوختگانِ آتش، و یتیم های جنگ، درِ خانه ی مرا می زنند.
من غرق می شوم.
فقط دستم است که به امیدِ نجات بیرون است
و کسی آنرا نمی گیرد...
برچسب:
نویسنده: نرگس سلطانی