
گل ناز پرپر منآخرین همسفر منجای لب های قشنگتمونده روی دفتر منای که شعر تلخ اشکاتقصه ی غربت من بودعینهونفس کشیدندیدنت عادت من بودگل ناز پرپر ای همدردبه نبودنت باید عادت کردگل ناز پرپرم ای هم دردبه نبودنت باید عادت کردتو یه حرف تازه بودی واسه منقصه ی دو نیمه و یکی شدنتو به عشق یه معنی تازه دادیتپش یه قلب و گرمای د و تنگل نازپرپرم ای همدردبه نبودنت باید عادت کردبه نبودنت باید عادت کردمیون دفتر شعرام...
ادامه مطلب